جمعى از علما
288
جامع المقدمات ( جامعه مدرسين ) ( فارسي )
رستم : صيغهء جمع مخاطب مذكّر است از فعل ماضي ثلاثي مجرّد معتلّ العين از باب نصر ، ينصر ، مذكّر واحد راس مثل قال ، مضارع يروس مثل يقول در صرفش مىگويى : راس ، رأسا ، راسوا ، راست ، راستا ، رسن ، رست ، رستما ، رستم . ومعنايش يعنى سنگ انداختهايد شما جمع مردان حاضر در زمان گذشته . أجار : در أصل أجير بود مثل أكرم ، ياء حرف عله متحرك ماقبلش حرف صحيح ساكن ، حركت ياء را نقل كرديم به ما قبل ، ياء در موضع حركت بود وما قبل مفتوح قلب كرديم به الف أجار شد . مضارعش يجير . در قرآن مجيد : وَهُوَ يُجِيرُ وَلا يُجارُ عَلَيْهِ « 1 » ، در أصل يجير بود ، كسره بر ياء ثقيل بود به ما قبل دادند يجير شد . اجرنى امر است از تجير ، تاء كه حرف مضارع بود از اولش انداختيم وآخر را به صورت جزم درآورديم ، ابتدأ به سكون شد ، چون ابتداء به سكون محال است محتاج شديم به همزه پس همزه قطع مفتوح در اولش درآورديم أجير شد . كسره بر ياء ثقيل بود به ما قبل دادند كه جيم باشد ، پس التقاء ساكنين شد ميان ياء وراء ، ياء را از جهت دفع التقاء ساكنين انداختيم اجر شد ، پس ياء متكلم به أو ملحق شد ونون وقايه درآوردند اجرنى شد « 2 » . صل : امر است از تصل ، تاء كه حرف مضارع بود از اولش انداختيم ،
--> ( 1 ) المؤمنون : 88 . ( 2 ) در باب افعال امر از مضارع دست نخورده ساخته مىشود كه داراى همزه است كه در اينجا تاجير است .